رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

روز عشق

عزیز مامان الهی قربونت بشم این روزها خیلی مامانی رو لگد میزنی منم خوشحالم لذت میبرم اخه مطمئن میشم که سالمی. میدونی امروز چه روزی هست؟ امروز روز عشق هست  امروز روز ادمهای عاشق هست مثل من و بابا احسان  مثل من و تو  مثل من و باباو تو امروز رو به فرشته قشنگم تبریک میگم    ...
30 بهمن 1390

خرید سرویس تخت و کالسکه

عزیزم امروز با مامان جونی و خاله نگین رفتیم بازار مبل و واسه شما گل پسر سرویس تخت خریدیم وای نمیدونی چقر خوشگله دست مامان جون درد نکنه کلی واست خرید کرده  عصر هم رفتیم خیابون بهار  خیلی شلوغ بود مامانی خسته شده بود ولی کالسکه  شما رو خریدیم نمیدونی چقدر قشنگه مطمئنم ببینی خوشت میاد بابایی می گفت کالسکه ٤ چرخ باشه  ولی من میگفتم باید ٣ چرخ باشه چون خوشگلتر و جدیدتر هست ١ماه سر این موضوع ما اختلاف نظر داشتیم تا بلاخره مامانی موفق شد.و مامان جون کالسکه ٣ چرخ برای شما خرید.عکسشو وقتی اوردن میزارم
30 بهمن 1390

نی نی در هفته 12

نی نی  عزیزم خیلی بزرگ شدی دیگه چیزی به پایان ماه٣ نمونده من از این بابت خیلی خوشحالم اخه دیگه خطرات سقط کم میشه.الان اندازه لیمو ترش هست شبیه یک انسان کامل هست چشمهای دو طرف صورتش شکل گرفته امروز برای اولین بار صدای قلبتو شنیدم صدای قلبت بهترین صدای زندگی بود اوای که نمی توان با چیزی تشبیه کردبا شنیدن صدای قلب مهربونت ارامش عجیبی تو وجودم قرار گرفته
30 بهمن 1390

تکون خوردن نی نی گولی من

پسر عزیزم این روزها خیلی لگد میزنی  تا لگد میزنی از جام میپرم اخه مامانی خیلی تکون خوردن هاتو دوست دارم هر شب بابایی دست هاشو میزاره رو شکمم وقتی لگد میزنی دست بابایی هم میپره بالا .ما هر شب با تکون خوردنت و لگد زدنت بازی میکنیم   ...
30 بهمن 1390

وارد 6 ماهگی شدم

امروز ٢٥ بهمن بود وقت دکتر داشتم مامان جونی گفت خیابونها شلوغ میشه منم میام دکتر  بالاخره باهم رفتیم دکتر  تا  صدای قلبت تو اتاق پیچید مامان جون همینجور اشک میریخت خیلی احساساتی شده بود منم بغض کردم مامانی شکم کوچولویی داره اصلا معلوم نیست که شما تو دلمی به دکترم گفتم اخه چرا اینقدر کوچولو هست خانوم دکتر گفت رستم که نمیخوای بیاری اندازه اش   خوبه ماه اخر شکمت بزرگ میشه اخه میترسم  خیلی کوچولو باشی دوست داررررم بوووووووووووووووووووووس ...
30 بهمن 1390

هفته 20 رادوینم

امروز رفتم دکتر صدای  قلب قشنگتو شنیدم صداشو با گوشی ضبط کردم  اوردم به بابا جون نشون دادم صداش شبیه لشگر اسبها بود صدای قلبتو به همه دادیم تا گوش کنن .عزیز دل مامان و بابا دوستت داریم ...
30 بهمن 1390